اسماعيل ناظم
64
طب و طبيعت ( فارسى )
فصد نمايند تا ماده فاسده دفع گردد و نهايت تأخير در اينجا يك ساعت است اگر خوف ضعف نباشد » . « 1 » لازم به ذكر است كه از بادكش نمودن بدون تيغ و يا حتى با تيغ و نيز فصد ، براى جبران برخى كمبودها و نقايص طبيعت - چون امالهء ماده از بالاى بدن به پايين يا از پايين بدن به بالا - هم استفاده مىشود ؛ چنانچه در همين بحث حبس كردن حيض مفرط ، ابن سينا فصد را حابس آن دانستند ؛ چون فصد مذكور را از دستها مىكنند و اين امر ، باعث امالهء خون به قسمتهاى بالاى بدن مىشود . و همچنين در صورت افراط انقطاع و احتباس حيض هم از همين روش براى ايجاد حيض استفاده مىكنند ؛ به اينگونه كه در نزديكى ايام عادت ، در ساقها نزديك رگ صافن حجامت كنند « 2 » كه اين امر ، خون را به پايين مىكشاند و لذا در رحم هم ايجاد حيض مىشود . همچنين در مباحث گذشته گفت شد كه توجه طبيعت به قسمتهاى بالاى بدن ، اى بسا باعث ايجاد يبوست در رودهها شود ؛ چون در اثر اين انصراف توجه ، صفراء هم بر رودهها ريخته نمىشود كه با بادكش كردن به گونهء مذكور يا تجويز مسهل ، مىتوان توجه او را به پايين منعطف نمود . نيز نوعى از بىخوابى وجود دارد كه در اثر صعود ابخرهء گرم و مرطوب از كل بدن از طريق دو رگ « سباتى » به سوى دماغ ، موجب بىخوابى مىشوند كه در اينجا هم نفيس بن عوض كرمانى ، حجامت ساق پا را موجب جذب فضول به اعضاى پايين بدن و در نتيجه رهايى دماغ از آنها مىشود . « 3 » در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اين جذب ماده از قسمتهاى بالا به پايين ، جابهجا كردن مادهء مرض است و فايدهء موقت دارد ، امّا ماده را دفع نمىكند و چطور اين را درمان مىنامند ؟
--> ( 1 ) . ؟ ؟ ؟ ( 2 ) . شرح اسباب ، چاپ سنگى ، بحث احتباس طمث . ( 3 ) . همان ، ص 130 .